“اگر کلاغی روبهروی تو بنشیند و به تو نگاه کند و دوبار قار بزند، خبری در راه است.
اگر سه بار قار بزند، یعنی خبر برای توست و اتفاق میافتد.
و زمانی که گروه کلاغان در آسمان قار می زنند، اتفاق بدی در راه است. باید ذکر بگویی و به خدا پناه ببری.
این عکسها را در جزیره قشم گرفتم. شنیده بودم قشم کلاغ ندارد. پس این بیست، بیست و پنج تا کلاغ از کجا آمده بودند و چگونه؟
بعدها شنیدم با کشتی از هند به اینجا مهاجرت کردهاند!
چندین هفته ای که با آن ها بودم، این جلوه های دیداری را به من هدیه کردند.”
نصرالله کسرائیان پیرامون عکس های قار سوم و رضا کیانیان به قلمی شیوا مطلبی را نوشته است که خواندن آن خالی از لطف نیست. در بخشی از این متن آمده است:
“…عکس هایش را روی لپ تاپی نشانم داد و گفت: قصد دارد نمایشگاهی برگزار کند. در واقع همه قرار و مدارها را گذاشته بود. گفت بیست و یکم آبان در فلان گالری افتتاح میشود. این را شفاف کردم که یک وقت این سوء تفاهم پیش نیاید که گویا آمده بود از کسی رخصت بطلبد.
خلاصه اظهارنظری هم که کردم این بود که: هرچه کمتر، قویتر، و السلام.
گفت میخواهد همزمان با برگزاری نمایشگاه، کتاب اش را هم چاپ کند. آیا دلم می خواهد یادداشتی برای آن بنویسم. گفتم: رضا، میدانی که من حرفهای نیستم، گاهی چیزی به ذهنم می رسد، خیلی وقتها هم نمیرسد. اهل زور زدن هم نیستم. اگر رسید، چشم .
وقتی داشت می رفت نمی دانستم که خواهم نوشت یا نه، اما همین که پایش را بیرون گذاشت شروع کردم به نوشتن همینی که می خوانید.
این بار رضا از ده بیست تا کلاغ عکاسی کرده و گفت دو بار در قشم بوده، هر بار سه ماه و هر دفعه هم برای بازی در فیلم.
در سه ماهه دوم، غروب ها بعد از کار از همکارانش جدا می شده و می رفته با کلاغ ها خلوت می کرده و از ایشان عکس میگرفته.
میگفت آنقدر رفته که دیگر او را می شناخته اند و حتی بعضی وقت ها برایش عشوه هم می آمدهاند. گردن خودش، برایش جالب بوده که در قشم هم کلاغ پیدا میشود.
من هم نمیدانستم. میگفت بیش از ۱۰۰۰ تا عکس گرفته که قرار است حدود بیست تایش را به نمایش بگذارد، گفت به کمک دوستی که فتوشاپ بلد بوده، ابر و زمین و آسمان و هر چیز دیگری را که در عکس بوده حذف کرده تا برسد به اصل مطلب. یعنی همین ها که میبینیم.
به نظر من، هم اینها عکس اند، هم رضا عکاس.
دفعه ی قبل هم که نمایشگاهش را دیدم کارهایش برایم خیلی جذاب بودند و همان جا بهش گفتم از بس قیل و قال کردند که فکر کردم تو کار دیگری کرده ای، اینها که عکس اند. روی آنها هم با فتوشاپ کار کرده بود. این هم برای خودش ژانری است مثل صدها ژانر دیگر. مگر همه قرار است مثل هم عکس بگیرند؟ …”