شرایط زندگی در شهر کوچکی که کش پرویت ساکن آن است، آسان نیست. او مادرش را بر اثر اعتیاد به مواد مخدر از دست داده و پدربزرگش نیز که به آمفیزم ریوی مبتلاست، روزهای آخر عمر خود را میگذراند، در این میان دوریکردن از قاچاقچیان مواد مخدر و مراقبت از بهترین دوستش، دیلینی دویل، برای او به یک عادت تبدیل شده است. کش تابستانها مشغول چمنزنی میشود تا درآمدی از آن خود داشته باشد و دوستش دیلینی نیز در رستوران زنجیرهای دری کویین کار میکند. اما زمانی که دیلینی موفق میشود از آکادمی میدلفورد، که یک مرکز آموزشی برجسته در کنتیکت است برای خود و او بورسیهی کامل بگیرد، کش مجبور میشود بین تمایلاتش برای حفاظت و همراهی دیلینی، عشق به پدربزرگ و مادربزرگی که او را در منزل گرم خود پذیرفته و سرپناه دادهاند و قایقرانی بر روی رودخانهی شهرش که مرهم دلتنگیهایش بود، دست به انتخابی بزرگ بزند. رمان جدید جف زنتنر آمیزهای هنرمندانه از اندوه، عشق و امید است.