
شاهزادهخانمی که شمشیر به دست گرفت...
یونا تنها وارث پادشاهی کوکا، زندگیای همچون قصههای پریان داشت؛ تا اینکه در شب تولد شانزده سالگیاش، عشقش به قاتل پدرش تبدیل شد. او که از قصر رانده شده و تحت تعقیب است، تنها یک محافظ وفادار به نام «هاک» در کنار خود دارد. یونا حالا باید انتخاب کند: در ناامیدی بمیرد یا برای زنده ماندن بجنگد.
افسانهها میگویند تنها راه نجات، پیدا کردن چهار جنگجوی اژدهاست که قرنهاست ناپدید شدهاند. یونا دختری از سپیدهدم، داستانی خیرهکننده از خیانت، عشق، سیاست و بلوغ است. داستان دختری که موهای سرخش، نماد طلوع دورانی جدید خواهد بود.