
استاد به تعالیم خود خطاب به مرد جوان ادامه داد: همینطور که زیر این درخت نشستهام باید به شما بگویم چیزی را که سعی میکنم بیان کنم از فواصل بعیدی به من میرسد. این مطالب از شیطانی که از طوفان بزرگ جان به در برده است افاضه میشود، طوفانی که نسل خدا-انسانها را منقرض کرد. در نظر خدا-انسانها، زن موجودی مستقل نبود بلکه او را در درون خود میدیدند. برای آنان مذکر و مؤنث یکی بود نه دو موجود جدا از هم. امّا بعد زن کاری کرد که مرد از آن بیخبر بود و در نتیجه آب، سرزمینی را که پادشاه آنجا همان کاهن بود ویران کرد. مرد در حالی که روی سرش شاخ داشت و زیر درختی مینشست و در پیرامونش تصویر چهار جانور رمزی بود مسیر ستارگان را هدایت و طراحی میکرد. شما باید از او سرمشق بگیرید. اگر با زنی که در درونتان است در هم نیامیزید و کنار ریشه های درختی که جانورتان آن را احاطه کرده باشند ننشینید، کاری نکرده اید. برگی خواهید بود که بر باد رفته است.