
در اواخر دهۀ چهل جرقههایی از علاقه و پرداختن به داستان و داستاننویسی در بوشهر توسطِ زنان شکل گرفت که در آن دوره نیز افزون بر تابو بودن حضور زنان در جلسات فرهنگی و مردانه، جریانهای سیاسی نیز اینقدر گرم و غالب بود که جامعه، زمان و دلیلی برای حسِ این رویکرد در خود حس نمیکرد. مضافاً داستاننویسان پیش از انقلاب و در کل ادبیات ایران پیشاانقلاب بیش از این که فردی باشد، اجتماعی بود. داستاننویسان دنبال آمال و خواستههای اجتماعی خود بودند و به فردیّت کمتر میپرداختند. زنان در آن دوره و تعداد فراوانی از آنها در همین زمان نیز، توانایی درخواست خواستههای اجتماعی را ندارند و بیشتر به فردیت خود در داستان اهمیت میدهند. بسامد بالای مضمونهای عاشقانه در داستانهای زنان گواه این موضوع است.