
دکتر سیدیاسر جبرائیلی را مسلط به حوزۀ کاری و مطالعاتی خویش، صاحب بینش و گشودگی، دردمند و دغدغهمند و فردی عدالتطلب و با ارادهای پرشور برای پرداختن به یکی از مهمترین بحرانهای جامعه، یعنی «عدالت گمشده» یافتم، همان آرمانی که انگیزۀ تودههای عظیم، بهخصوص پابرهنگان و محرومان برای پیوستن به رویداد انقلاب ایران بود و بسیاری از آنان کماکان وفادارانه بار سنگین انقلاب را با جانبرکفیها، ایثارها، فداکاریها، رشادتها و شهادتهایشان به دوش میکشند و کماکان چشمانتظار تحقق عدالت موعودند… . این اثر به دلیل دوریاش از متافیزیک و اومانیسم غربی، و تکیهاش بر خرد دینی و معنوی ایرانی میتواند افق تازهای را برای گفتمان انقلاب و حاکمیت ایران، که بهشدت از فقدان تئوری رنج میبرند، ایجاد نماید و بدینترتیب، خط مشیی را برای خروج جامعۀ ایران از بسیاری از بحرانهای اقتصادی ترسیم، یا لااقل ایدههایی را برای بحث و گفتوگو در میان صاحبنظران اقتصادی، مطرح کند. همچنین، این اثر حاصل گشودگی مؤلف به دیگر دیدگاههای اقتصاد سیاسی و درسآموزی از آنهاست. برای مثال وی در عین تکیه بر نقش خلاقیت و آزادیهای فردی، که تکیهگاه فلسفههای اقتصاد لیبرالی است، بر نقش تولید و منابع، سرمایه و ابزارهای تولید در حیات اجتماعی و اقتصادی جامعه و نیز بر نوعی جامعهمحوری (سوسیالیسم) تکیه و تأکید دارد، بیآنکه به مواضع ماتریالیستی و اکونومیستی مارکسیستی سوق یابد. … به نظرم این اثر ارزش ترجمه به دیگر زبانها را دارد و شاید برای غربیها نیز سخنی داشته باشد.