
از زمانی که انسان روی این کرۀ خاکی قدم گذاشت، با نیازهای متعددی روبهرو شد که برای رفع آنها نمیتوانست تنها به خود و تواناییهایش اکتفا کند؛ پس از طریق دادوستد و ایجاد مراوده با دیگران به فروش محصولات مازاد خود به دیگران اقدام کرد و کالاهای مورد نیاز خود را به دست آورد. میتوان گفت، فروش پایاپای یا کالابهکالا اولین نوع دادوستد در جوامع بشری بوده است.
پس از چندی که از دادوستد بهصورت کالابهکالا گذشت، با ضرب سکه، فروش، شکل جدیدی به خود گرفت. برای رفع نیازها، دیگر به تولید کالا نیاز نبود؛ بلکه با داشتن سکه میتوانست آن را از فرد دیگری بخرد. در این راه، کسانی که تولیدکنندۀ انبوه بودند، به ثروتهای کلانی دست یافتند؛ بهاصطلاح، سکه روی سکه گذاشتند و افراد بیشتری را محتاج خودشان کردند.
اگر دویست سال پیش برای کالایی تنها یک تولیدکننده وجود داشت، امروزه در هر کشور صدها تولیدکنندۀ مختلف تنها برای یک کالای مشخص وجود دارد؛ پس تولیدکنندگان نمیتوانند موفقیت خود را از پیش تضمینشده بدانند. آنها برای کسب سهمی از بازار رقابتی امروز، بایست به استراتژیهای جدید روی بیاورند که بازاریابی، یکی از این استراتژیهاست. بازاریابی، بازدهی یک کسبوکار را بهمراتب افزایش میدهد.
روشهای نوین فروش بر پایۀ اطلاعات صحیح به شرکتها و کسبوکارها کمک میکند؛ اما بسیاری از مجموعهها یا توانایی دسترسی به این اطلاعات را ندارند یا از متخصصان و مدرسان مسلط به اصول اجرایی روشهای افزایش فروش استفاده نمیکنند.
یکی از روشهای فروش، روش «خط مستقیم» نام دارد؛ شیوهای که توسط جردن بلفورت ملقب به «گرگ والاستریت» ابداع شد. امروزه میلیونها نفر در سراسر جهان از این شیوۀ فروش استفاده میکنند.
ماهیت فروش بهشیوۀ خط مستقیم این است که همۀ فروشها یکساناند؛ فرقی نمیکند چه میفروشید، محصول یا خدمتتان چیست، قیمتش چقدر است، مشتری چقدر بودجه دارد، فروش تلفنی است یا حضوری، بلکه مهمترین کار شما این است که مطمئن شوید مشتری نسبت به این سه مورد (محصول، شما و شرکت) اطمینان کامل دارد؛ آنگاه میبینید که در خرید از شما، کمترین درنگی نخواهد کرد؛ اما اگر اعتماد مشتری را به دست نیاورید، خریدی هم در کار نخواهد بود.
در اثر پیشرو، جردن بلفورت به ما میآموزد چگونه از این سیستم فروش استفاده کنیم و سطح اطمینان مشتری را به بالاترین حد ممکن برسانیم و او را به خرید متقاعد کنیم.