
رشتهای از الگوهای اساسی و کامل را بیوقفه به کار گیریم و با درونی کردن آن بنیان عادتهای تازه را بنا نهیم. دکتر کاوی محقق و نویسنده برجستۀ عصر ما در این کتاب، با نگاهی ژرف و عمیق «هفت عادت» اساسی مردمان کامیاب جهان را تجزیه و تحلیل کرده
و سپس شیوهی پرورش و درونی کردن این «هفت عادت» را با ما در میان میگذارد. او نخست اصولی را شناسایی میکند که آن را «قوانین طبیعت» مینامد و آنگاه شیوهی به کارگیری این قوانین را در کار و زندگی به ما میآموزد.
شخصیت ما متشکل از عادتهای ماست. ضربالمثلی میگوید: «اندیشهای بکار تا عملی درو کنی، عادتی بکار تا شخصیتی درو کنی، شخصیتی بکار تا سرنوشتی درو کنی.» عادتها جزء عوامل مؤثر و قدرتمند زندگی ما به حساب میآید، زیرا آنها الگوهای پیوستۀ پایدار و غیرارادی زندگی ماست که نشاندهندۀ شخصیت ماست و باعث اثرگذاری ما میشود.
ما در راستای اهدافمان، یک عادت را محل تلاقیِ دانش، مهارت و اشتیاق تعریف میکنیم. دانش یعنی نگرش و برداشت نظری، یعنی چه کاری را به چه دلیل باید انجام داد. مهارت یعنی چگونگی انجام آن کار و گرایش یا اشتیاق به معنای میل و انگیزه برای انجام کار است.
کتاب هفت عادت مجموعهای از قوانین جداگانه از چند فرمول روانشناسی نیست، بلکه این عادتها هماهنگ با قوانین طبیعی رشد است، روشی بسیار هماهنگ و با دیدگاه افزایشی و بهطور پیوسته و بالنده باعث تکامل تأثیر فردیاجتماعی میشود. این هفت عادت باعث میشود که در زنجیرۀ بلوغ بهطور مستقیم از وابستگی به استقلال و سپس بهسمت همبستگی متقابل درحال پیشرفت باشیم.
این هفت عادت به مؤثربودن مربوط بوده و چون بر اساس مقررات بنا شده است، در بلندمدت بیشترین نتایج سودمند را به وجود میآورد و با درست کردن کانونهای انرژیزا نقشههای درستی را که شخص با استفاده از آنها قادر به حل مسائل است، در اختیار فرد میگذارد و باعث افزایش فرصتها و آموزش مستمر میشود و سایر اصول را برای رشد اصل فنر و رشد صعودی هماهنگ میکند.
دلیل دیگری که این عادتها مؤثر واقع میشود این است که دیدگاه و برداشت آنها از اثربخشی، مطابق و هماهنگ با قانون طبیعی یا اصلی است.