
کار و عشق؛ استقلال مالی و استقلال عاطفی؛ روی دو پای خود ایستادن.
گویی پای راست، بُعد مالی و پای چپ بهجهت وجود قلب، بُعد عاطفی ماست. این دو، دو بُعد مهم انسان برای خودکفایی و خوداتکایی هستند. ما به دنیا میآییم و هیچ خودی نداریم و متکی به دیگران هستیم. ظرف عاطفی و مالی ما باید با دیگران پر شود. قصۀ انسانها با یکدیگر متفاوت است؛ یکی از کودکی به جبر شرایطش کار میکند و از لحاظ مالی مستقل میشود، یکی در خانوادهای بیعاطفه بزرگ میشود و ظرف عاطفیاش خالی میماند، یکی در هر دو قضیه آسیب میبیند و خودی ندارد و ضعیف است و بهطور کامل وابسته به دیگران؛ دیگرانی که خود خالیاند و هیچ ندارند.
ما در روابط شکل میگیریم، آسیب میبینیم، رشد میکنیم. ما انسانها موجوداتی حساس و لطیف هستیم؛ نیاز داریم دیده شویم، درک شویم، شنیده شویم. با تمام آسیبها و کمبودهایمان وارد رابطه با آدمها میشویم و نیاز داریم که ظرف عاطفیمان پر شود؛ اما غافل از اینکه با گداییکردن، وابستهبودن فقط روزبهروز حقیرتر و محتاجتر و خالیتر میشویم.
همۀ ما در زندگیمان تجربۀ شکست عاطفی را داشتهایم. همیشه وقتی قلبمان شکست، نادیده گرفته شدیم و از ما انتظار داشتند که خیلی عادی رفتار کنیم. هیچکس ما را در این قصه درک نکرد؛ حتی آنان که خود تجربهگر این درد بودند. ما سالهاست که بهخاطر ناآگاهی و عدمشناخت در طوفان دلشکستگی گیر کردهایم و با این درد زندگی میکنیم. دلشکستگیِ درماننشده مانند چوبیست که در مسیر پیشرفتمان دائم به پای میخورد، ما را زمین میزند، ناتوان میکند و قدرت پیشروی و ترقی را از ما میگیرد.
در این کتاب بهطور کامل و با جزئیات تجربۀ دلشکستگی تعریف شده است. از تأثیر دلشکستگی بر رفتار، عملکرد، مغز و جسم صحبت شده است. با شرح داستانهایی متفاوت میتوانید تجربیات دفنشدۀ دلشکستگیتان را از زیر آوار بیرون بیاورید. راهحلهایی برای درمان این درد آورده شدهاند که با استفاده از آنان میتوانید برای همیشه از این طوفان خارج شوید.
فقط کافی است دردتان را ببینید، صدایش را بشنوید، آن را از زیر آوار بیرون بیاورید تا با نسخهای قوی از خود روبهرو شوید. خود، درمانگر خود شوید و زندگیتان را آنطور که دوست دارید، بسازید.
بیایید از جبر گذشته به اختیار و آزادی آینده سفر کنیم. جبر گذشته همان خلأهای عاطفی و مالیمان است و اختیار آینده همان استقلال عاطفی و مالی است.