
بتی جوزف معتقد بود: «همیشه یک رابطه با اُبژه در اتاق درمان وجود دارد. اولین وظیفۀ ما این است که از ماهیت فعال این رابطه آگاه باشیم.» رویکرد روابط ابژه به بُعد «اینجا و اکنون» در رابطۀ درمانی بیمار و درمانگر میپردازد. بهعبارتدیگر، پرسشی که همیشه باید مطرح شود این است: «در حال حاضر چه اتفاقی دارد در این اتاق بین من و بیمار میافتد؟» ما ممکن است برای یک بیمار در زمانهای مختلف بازنمایی افراد متفاوتی باشیم، حتی گاهی از لحظهای به لحظۀ دیگر در طول یک جلسۀ درمان. ذهن انسان ایستا نیست و ما درصدد برقراری رابطه با چیزی هستیم که دائم در حرکت است چون بیمار از لنز ابژههای درونیاش به ما نگاه میکند.
حضور همه جایی رابطه با ابژه باعث شده این مدل روانپویشی بسیار جالب و جذاب شود چون در مواجهه با هر بیماری و در هر محیطی مطرح است. وقتی به زندهبودن رابطه در اتاق درمان توجه میکنیم، متوجه میشویم که بیماران چه تجربهای ممکن است از ما داشته باشند و همچنین واکنشهای هیجانی خود ما به آنها چه میتواند باشد. وقتی فضایی ایجاد کنیم که در آن چنین مراقبتی شکل بگیرد، مطالب بیشتری درمورد پیشینۀ بیمار یاد میگیریم. ممکن است متوجه شویم که بیمار دارد با ما همان رفتاری را میکند که در گذشته با یکی از نزدیکانش میکرده (حتی ممکن است برخی از هیجاناتی را که به ما نسبت داده میشود واقعاً تجربه کنیم)، چون بیمار دارد ما را از لنز تجربیات قبلیاش میبیند، که این باعث میشود انتظارات و شکل خاصی از رابطه با ما ایجاد شود. از این منظر، واحد اساسی فهم ما در مداخلۀ بالینی روابط ابژه است.
این کتاب هم برای کسانی نوشته شده که میخواهند آموزش دهند و هم برای کسانی که در حال یادگیری رواندرمانی روانپویشی هستند و میخواهند این رویکرد را در کار بالینی به کار ببرند. بهعبارتی، این کتاب برای دانشجویان ارشد و دکتری در رشتههای سلامت روان، دانشپژوهان روانکاوی، و کسانی است که در حال حاضر در این حوزه مشغول به کار هستند و مایلاند با نظریۀ روابط ابژه آشنا شوند.