
بهاءالدین خرمشاهی را در دایرهی شعر و در بزنگاه سرایش، باید شاعری میانهرو دانست. او نیز چون اخوانثالث و بسیاری دیگر، در شعر نو طبعآزماییهایی کرده، اما تعلق خاطر خود به شعر سنتی را نیز از یاد نبرده و گوشهچشمی هم به قوالب کهن شعر فارسی داشته است. در مجموعهی کامل اشعار او که شامل شعرهای 60 سال از عمر اوست، فصلهایی به غزل، قصیده، قطعه، مثنوی و رباعی (قالبهای سنتی) اختصاص داده شده و بخشی به نام «سایر قالبها» را نیز در خود دارد که این بخش، همان تجربیات شاعر در حیطهی شعر آزاد است. از خرمشاهی پیش از این کتاب، چهار دفتر شعر منتشر شده بود: کتیبهای بر باد (پیام، 1350)، زندهمیری (قطره، 1386)، آه و آیینه (قزوین، سایهگستر، 1387) و دلرباعیها (مروارید،1398). شعرهای تازهی خرمشاهی نیز آیینهای از همان سبک و شیوه هستند که او در تمام این 60 سال بر آن بوده است. او در این شعرها که نیمی از آنها طنز و نیم دیگر جدی است، روی در شعر کلاسیک و زبان کهن دارد و همچنان به قالب رباعی نیز بهعنوان یکی از قوالب مهم و مهجور شعر فارسی توجه میکند.