
خلاقیت از برجستهترین ویژگیهایی است که انسان را به گونۀ زیستیِ منحصربهفردی تبدیل کرده است. اما بشر هنوز نتوانسته از راز خلاقیت، آنگونه که باید، رمزگشایی کند؛ تا بتواند از آن در دانشگاه، صنعت یا علم بهشکلی آگاهانه و هدفمند استفاده کند. در خلاقیت عنصری غیرعقلانی و معماگونه وجود دارد که کنترل آن و نیز دست یافتن به درکی روشن از منشأ یا سازوکار لحظههایِ جادوییِ موسوم به «اورِکا» را دشوار میسازد.
اما هوش مصنوعی، با آرزوی شبیهسازی ذهن انسان، در حال دگرگون کردن این چشمانداز است. حوزههای کلیدی در هوش مصنوعی با شتابی خیرهکننده رشد کردهاند و خلاقیت محاسباتی دیگر صرفاً یک رؤیا نیست، بلکه به واقعیتی در حال تحقق تبدیل شده است. ابزارهایی در حال طراحیاند که میتوانند با فرایند خلاقیت انسانی ادغام شوند. شاید اکنون، پیوند میان ذهن انسان و همتای مصنوعیاش در آستانۀ تکمیل باشد. اما این پیوند چه شکلی خواهد داشت؟ آیا این همان حلقۀ مفقودهای است که در مسیر دستیابی به ارتباطی یکپارچه میان انسان و ماشین در جستوجویش بودهایم؟