
در طول تاریخ، افرادی سعی داشتند با کمک روشهای مختلف از افکار دیگران مطلع شوند؛ ذهن آنها را بخوانند تا بتوانند به آنها کمک کرده یا اینکه از این کار به نفع خودشان بهره ببرند. آنچه که بهعنوان ذهنخوانی بهصورت اصولی و صحیح شناخته میشود، استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر برای دریافت سیگنالهای الکتریکی از مغز و پردازش آنهاست. در کنار این راهکار اصلی و اصولی، روشهای دیگری هم وجود دارند که بینیاز از وسایل الکترونیکی هستند. بر مبنای این روشها، افراد خاصی بیان میکنند که توانایی خواندن ذهن دیگران را دارند و میتوانند از افکار انسان مطلع شده و آنها را بازگو کنند.
در این مورد، بهتر است بدانیم روشی وجود ندارد که واقعاً بر ذهن افراد نفوذ کند و همۀ افکار را بخواند؛ بلکه کسانی که این ادعا را دارند با کمک افزایش تمرکز، دقت به رفتار، شناخت دیگران و موارد اینچنینی برخی از افکار را حدس میزنند. درواقع، کسب تجربه و بهرهمندی از تواناییهای ذاتی انسان، پایه و اساس ادعای این افراد درمورد ذهنخوانی دیگران است.
برای اینکه بتوانید در ذهنخوانی مهارت کسب کرده و تاحدودی از افکار دیگران مطلع شوید، بایستی به نحوۀ رفتار، لحن صحبت کردن و زبان بدن آنها توجه کنید. شما قرار نیست هر آنچه را که در ذهن دیگران میگذرد، بخوانید؛ بلکه فقط کافی است از افکاری که سبب تغییر رفتار، ابراز احساسات و موارد اینچنینی میشوند، مطلع شوید؛ بنابراین، بهتر است با مفهوم حرکات زبان بدن آشنا شده، معنی تغییرات لحن را یاد بگیرید و اینگونه از احساسی که فرد دارد و موردی که ذهن او را درگیر کرده است، مطلع شوید.
با خواندن این کتاب، از یک گفتوگوی ساده گرفته تا یک مذاکرۀ عمیق، به افکار و احساسات دیگران پی خواهید برد و حتی اگر در موضع انکار باشند و مایل نباشند یا نتوانند با افکار، احساسات و ترسهای خودشان در سطح آگاهانه مقابله کنند، به آنچه در اعماق ضمیر ناخودآگاهشان نهفته است، دسترسی پیدا خواهید کرد.