
روی دیگر حکایتهای نانوشته، نخستین رمان یوسفعزالدین نویسندهی کرد عراقی است و نقطهی عطف آن، غلبه وجه روایی چندلایه و مبتنی بر کشف ناشناختههای غریب و تودرتوی اثر بر شخصیتپردازی و اندیشهپردازی نهانشدهی آن است. یک لایهی آن، که در زمان معاصر میگذرد، داستان نوا معشوق راوی و خانوادهاش و ماجراهای راوی با پدربزرگش است و لایهی دیگر، روایت سرگذشت شهموز، جد راوی، است که راوی در کتابی به آن برمیخورد. و اما لایهی برجستهی اثر، سرگذشت شخصیت محوری رمان کرّال است که حاکمی خودکامه و بیهویت است. این چندلایگی ظریف و سیّال، با وجود پرداخت روان و سادهی نویسنده، در کنار ساختار معمایی اثر، که رخدادهای داستان در ساختاری پازلگونه کنار هم چیده شده و در پایان در ذهن خواننده ترسیم میشوند، دقتنظر و باریکبینی خواننده را میطلبد. خواننده در جاهایی از این اثر با با رخدادها، مکانها و موجودهای عجیب و غریبی روبهرو میشود که ظرفیت خاصی در رمان برای تبدیل شدن به اثر سینمایی و تئاتری ایجاد کرده است. وقتی این وجه افسانهای در کنار واقعیت زندگی راوی و ماجرای کرّال قرار میگیرد، رویدادها در برخی بزنگاهها رنگی جادویی به خود گرفته و از این رو، اثر بهنوعی وجهی رئالیسم جادویانه پیدا کرده، اما الهام نویسنده از عرفان و تصوف جغرافیایش کردستان، اثر را از از این لحاظ از سایر آثار این ژانر متمایز کرده است.