
اساس این کتاب بر مبنای نظریات فوکو تدوین شده، بدین ترتیب که در تاریخ ایران پس از اسلام، نخست قدرت خلفای اسلامی، همراه با گفتار ناشی از دانش مبتنی بر کتاب و سنت، سوژهی ایرانی را ایجاد نمود. در برابر آن، قدرت بازمانده از گفتار باستان، همراه با دانش خردمحور و دادبنیاد یونانی، توسط گفتارهایی از قبیل شاهنامهی فردوسی، سوژهی مقاوم ایرانی را بازتعریف و بازسازی کرد. این سوژه نتوانست تبدیل به قدرت مسلط شود و در شکل خرده حکمرانیهای ضعیف زیاریان، سامانیان، صفاریان... باقی ماند و بالاخره توسط ترکیبی از قدرت ترکان و دانش و گفتار شریعتبنیاد امام محمد غزالی شکست خورد و سپس خود را از طریق گفتار و دانش تصوف و عرفان و قدرت فرقههای دراویش، صوفیه و عرفان نوسازی، یا بهتر بگوییم دگرگونسازی، نمود. عطار، سنایی و مهمتر از همه مولوی حاملان این گفتار بودند و دراویش و صوفیه سوژههای آن. پس از آن، یعنی پس از حملهی مغولان، قدرت مغولان از طریق نابود کردن سیطرهی خلفا و ترکان و گفتار مسلط شریعتبنیاد ملازم با آن، گفتار معارض عرفانی را سکولار کرد. گفتار رندی از آن نشات میگیرد. پس از مغولان، حاکمانی از قبیل شاه شجاع در شیراز موجب تداوم گفتار «رندی» توسط حافظ شدند. حافظ میراثخوار و میراثدار گفتارهای ضدونقیض گذشته بود و میتوان تجلی ترکیبی همهی آنها را در اشعارش دید. البته باید تاکید نمود که اینها بهصورت کاملا مجزا، یعنی یکی پس از دیگری، ظاهر نمیشوند، بلکه بهصورت لایههایی در هم همپوشان و با تاثیر و تاثر متقابل بر هم به وجود میآیند. در این کتاب چندان سخنی از دانش و گفتار یونانی بهطور جداگانه به میان نیامده، ولی تاثیر آن بر گفتار باستانگرا و خردمحور فردوسی و همچنین بر گفتار علممحور و عقلگرای مدرن به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.