
نیاوردهاند که... متشکل از بیست داستان کوتاه واقعگرا است که هرکدام بهنوعی یکی از دردهای اجتماعی ایرانیان را بازگو میکنند. زبان نویسنده ساده، به دور از تکلف و صمیمانه است. شکل روایت در هر داستان با دیگری تفاوت دارد. گاهی از زبان راوی اول شخص، خستگیها و سرخوردگیها را میشنویم، لحظهای دیگر راوی دانای کل داستان ماجرایی فراجسنیتی را برایمان بازگو میکند و گاه معضلی جهانی را به چالش میکشد.