
"شیطان: رمانی که تولستوی آن را از همسرش پنهان میکرد." لئو تولستوی بهخاطر رمانهای حماسی و شیوهی درخشانش در کالبدشکافی جامعه شناخته میشود، اما داستان بلند «شیطان» شاید افشاگرانهترین و تکاندهندهترین قصهای باشد که او نوشته است. در واقع، او این رمان را بهقدری رسواکننده میدانست که نسخه خطیاش را زیر روکش صندلی دفتر خود پنهان کرد تا همسرش آن را پیدا نکند و در طول زندگی هرگز اجازه انتشارش را نداد. «شیطان» داستان جذاب یک زمیندار اشرافی و یکی از زنان دهقان ملک اوست، حکایتی که بهطرزی چشمگیر با ماجرایی از زندگی خود تولستوی شباهت دارد. داستان با دو پایان جداگانه ارائه شده است، که تولستوی نمیتوانست بین آنها یکی را انتخاب کند: مطالعهای درخشان از مسائل عاطفی و وسواس فکری بشر.