سهگانهی کوچ حاوی سه نمایشنامه با عناوین: استرالیا، اهالی کاله و مدیترانهای است که درونمایهی هر سه نمایشنامه کوچ و مهاجرت است. نویسنده دربارهی این اثر چنین میگوید: «کوچ پدیدهای صرفاً فیزیکی نیست و شاید از همین روست که ادبیات به آن توجه دارد. در مهاجرت، هویت بیمعنا میشود و دوباره ساخته میشود. مهاجرت انگار نوعی هماهنگی وجودی با سازوکارِ خلق ادبی دارد، با فروپاشی، دوپارگی و آفرینش دوباره. از هجرت اودوسئوس گرفته تا سفر دانته و از سلوک فاوست تا گذارِ آناکارنینا و بلوم و والژان، کوچ رنجمایهی وسوسهانگیزی است برای نوشتن. من این رنج و وسوسه را در این سه نمایشنامهآزمودم. در طول زندگیام خیلیها مهاجرت کردهاند، گاهی فیزیکی و گاهی غیر از آن. خود مهاجران را نمیدانم، اما در من هر بار چیزی فروپاشید، دوپاره شد و به شکلی دیگر درآمد. چند باری به مهاجرت اندیشیدم یا برایش اقدام کردم، اما هیچوقت نتوانستم آن را در خود حل کنم. احتمالاً برای همین است که دربارهاش نوشتم. نوشتم تا شاید ازدستدادگانم را دوباره به دست بیاورم.