اگر به عقب برگردید، باز هم اینطور زندگی میکنید؟ این احتمالاً سوالی ست که در طول روز بارها از خودمان میپرسیم؛ شاید نه به این شکل اما بیشترمان به تصمیماتی که گرفتیم و نتایجی که در پی داشتند، زیاد فکر میکنیم. رمان «کتابخانهٔ نیمهشب»، داستانی دربارهٔ همین تصمیمات و اثراتی ست که بر زندگی دارد؛ داستانی الهامبخش در باب زندگی و معنای آن. این کتاب با نثر روان و فضاپردازی بسیار خوبش تبدیل به رمانی خوشخوان شده که میتواند مخاطبان را با دریچهای نو به سوی زندگی آشنا کند. کتابخانهٔ نیمهشب ماجرای دختر جوانی است که به ته خط رسیده و تصمیم به مرگ میگیرد. اما اتفاقی میافتد و پا به جهانی میگذارد که میتواند خودش را در زندگیهای گوناگون ببیند. کدامش را انتخاب خواهد کرد؟ آیا راهی برای نجات از این زندگی ملالآور و رختوتناک وجود دارد؟ نورا به جواب سوالهایش می رسد. «کتابخانهٔ نیمهشب» را بخوانید و با او لایبهلای کتابهای سرنوشت قدم بزنید. شاید معنای زندگی برای شما هم جایی همین نزدیکیها باشد... «نورا دوست داشت در جهانی خالی از هر گونه شرارت و ظلم زندگی کند، اما متاسفانه تمام دنیاهایی که انتخاب میکرد، پر از انسان بودند.»