دو پنجره دو همنفس روایتگر زندگی یاسمن است؛ دختری که در شب عروسیاش پی به رازی بزرگ میبرد و زندگی مشترکش، آغازنشده فرو میپاشد. او در روزهای سخت پس از طلاق برای فاصلهگرفتن از هرآنچه پشت سر گذاشته، راهی پاریس میشود اما آنجا درمییابد قلبش در تهران جا ماندهاست. نه کنار همسر سابقش، نزد مردی که برای او ممنوع است؛ قصه همینجا تمام نمیشود... بازگشت یاسمن به تهران، آغاز رویارویی او با عشق آتشینیست که هیچ عرف و قانونی نمیتواند خاموشش کند. عشقی پیچیده، ممنوع و غیرقابل اجتناب...