
جلد نخست از مجموعه «داستانهای عیاران و رندان» مشتمل بر 9 داستان کوتاه با عنوانهای «مرد جوان و دختر وزیر»، «دو کشاورز» و... است. در داستان «زن ترسو»، زن و شوهری با هم به خوشی زندگی میکردند اما مرد هر روز به خاطر ترس همسرش از قورباغهها با او بگو مگو میکرد و به اجبار و با خستگی فراوان از کار روزانه به چشمه میرفت و آب میآورد. روزی زنها در خانه زن ترسو جمع شده بودند که مرد از راه میرسد و به حرفهای آنها گوش میدهد و متوجه میشود که همسرش آن روزها از سرتنبلی به چشمه نمیرفته، برای همین تصمیم گرفت تا او را ادب کند و... .