دربارۀ کتاب وقت نشناس
کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (ب) و (ج) نگاشته شده است. در اين داستان پدر شايان به ساعتش نگاه ميکرد و کمي ناراحت به نظر ميرسيد و شايان هم نگران به پدرش نگاه ميکرد ، باز هم مثل هميشه سرويس مدرسه سروقت نيامده بود و پدر شايان به ادارهاش دير ميرسيد و شايان به مدرسه . از آنطرف نويد هم مثل شايان منتظر ايستاده بود، بعد از مدتي که سرويس نيامد خسته شد و روي پله جلوي در خانهشان نشست، مادر نويد وقتي ديد هنوز سرويس نيامده و پسرش در کوچه منتظر مانده خيلي عصباني شد.