سه روانکاو شاغل، از خلال روایتهایی تأثیرگذار و گاه دردناک از زندگی شخصی و حرفهای خود، غنای اندیشهی روانپویشی را آشکار میکنند. هر فصل با داستانی شخصی، گویا و نیرومند آغاز میشود و سپس تأملی تحلیلی میآید که مفاهیم محوری روانپویشی را روشن میکند و نشان میدهد این ایدهها چگونه شناخت ما را از آنچه انسانبودن را میسازد، شکل میدهند و ژرفتر میکنند. باغی که بهشت نیست با درآمیختن قصهگویی و رواندرمانی، نظریهی روانپویشی را زنده و دسترسپذیر میسازد؛ برای دانشجویان، آموزگاران، درمانگران و هرکسی که کنجکاو است بداند درمانگران چگونه کار میکنند و میاندیشند.