
جلد ششم از مجموعه «داستانهای کهن ایرانی» مشتمل بر 12 افسانه قدیمی با عنوانهای «جمیل و جمیله»، «جن و شاطر»، «کچل مم سیاه» و... ارائه شده است. در افسانه «سگ پاکوتاه»، سه خواهر که تمام اموالشان یک نردبان، یک آسیاب دستی و یک سگ پاکوتاه بود، اموال را بین خود تقسیم کردند. سگ پاکوتاه به خواهر کوچکتر رسید. آنها با هم راهی سفر شدند. سگ هر روز به قصر میرفت و غذا میآورد و در خرابهای با دختر میخوردند. یک روز پسر پادشاه سگ را تعقیب کرد و با دیدن دختر عاشق او شد. او دختر را با خود به قصر آورد و با او ازدواج کرد اما... .