
جلد دوم از مجموعه «داستانهای کهن ایرانی» مشتمل بر شش افسانه قدیمی با عنوانهای «ملک خورشید»، «باغ سیب»، «پسر شاه پریان» و... است. در افسانه «جانتیغ و چهلگیس»، پادشاهی صاحب اولاد نمیشد. یک روز درویشی سیبی به ملکه میدهد و روش استفاده آن را توضیح داده و ملکه را مطمئن میکند که آنها صاحب فرزند میشوند. 9 ماه پس از خوردن سیب، ملکه صاحب فرزند پسری میشود که نامش را «جانتیغ» میگذارد. یک روز که جانتیغ در باغ مشغول قدم زدن بود به باغی دیگر میرسد که درش قفل است. او در را میشکند و در آنجا تابلوی دختری را دیده و بیهوش میشود و... .