
در جلد دهم از مجموعه «داستانهای عیاران و رندان» 12 داستان کوتاه با عنوانهای «نقابدار»، «پیرزن آدمخوار» و... ارائه شده است. داستان «پادشاه و سرباز»، روایت پادشاهی ظالم است که در سفری به کنار رودخانهای میرسد و گوهر شبچراغ را در آب میبیند و میخواهد که آن را تصاحب کند، برای همین به غواصان دستور میدهد که به زیر آب بروند اما غواصان گوهر را نمییابند و تا از آب خارج میشوند پادشاه دستور میدهد جلاد گردن آنها را بزند. این وضعیت ادامه دارد؛ تا اینکه... .