
در جامعة امروز، همۀ افراد برای انجام کارهای بیشتر، وسواس زیادی دارند. پرمشغلهبودن تبدیل به نشان افتخار شده است. میخواهیم به مردم نشان بدهیم که چقدر سازنده هستیم؛ میخواهیم همسایههایمان ببینند که چقدر سر ما از بقیه شلوغتر است.
بااینحال، بسیاری از ما بهرهوری را بهدرستی درک نکردهایم. درحالیکه ممکن است در ظاهر مشغول باشیم، اما اغلب، کارهای کمی انجام میدهیم. افزودن موارد بیشتر به فهرست کارهای بیپایان، لزوماً بازدهی را بیشتر نمیکند و حتی در برخی موارد اثر معکوس دارد. در فصل اول، معنای بهرهوری بهطور کامل توضیح داده شده است و یاد میگیرید که چگونه در کمترین زمان، کارهای بیشتری را به انجام برسانید؛ همچنین میآموزید که چطور هوشمندانه فکر کنید تا هر اقدامی که انجام میدهید، تأثیرگزار شود.
بخش دوم این کتاب که درواقع عنوان دیگری از مجموعه کتابهای چهار جلدی نویسنده است، جنبهای دیگر از نیاز ذهنی برای موفقیت و افزایش بهرهوری را شرح میدهد و مانند بخش قبل، تمرینهای عملی هفت روزهای را برای نیل به این مقصود ارائه میدهد. در ابتدا میآموزیم که با پرسشهایی برای تعیین هدف، بیان روشنتر آنچه میخواهیم، آنچه باید برای این منظور انجام شود و چگونگی انجام آن، به دیدگاهی شفاف برسیم؛ سپس میتوانیم از راه سادهسازی، کاهش ورودیهای بیفایده و حذف عوامل اصطکاک و اتلاف انرژی، عوامل حواسپرتی و موانع را از بین ببریم؛ درنهایت با بهکارگرفتن آنچه در این بخش میآموزیم و با تمرکزی بسیار قویتر از قبل، سرعت و کیفیت رسیدن به بهرهوری و موفقیت را افزایش میدهیم.