دربارۀ کتاب روزی روزگاری ایران 3 (باید راز گنجینه را به من بگویی)
پدرش، امانالله خان، فرمانده قلعه بود و مطمئن بود کسی خیانت کرده است که سربازان عثمانی شبانه وارد قلعه شدهاند، وگرنه تنها راه ورود به قلعه یک راه باریک در دامنه کوه بود که حتی یک تفنگچی هم میتوانست از آن حفاظت کند.